محمد على مجاهدى

56

خوشه هاى طلائى ( فارسي )

حاج ملّا هادى سبزوارى ( اسرار ) پرده نشين شهر پر آشوب و غارت دل و دين است * باز مگر شاه ما بخانهء زين است ؟ آينهء روست يا كه جام جهان بين ؟ * آتش طور است يا شعاع جبين است ؟ با كه توان گفت اين سخن كه نگارم * شاهد هر جائى است و پرده‌نشين است ! شه تويى اى دوست در قلمرو دلها * كشور جانها تو را به زير نگين است خسروى عالمم به چشم نيايد * گر تو اشارت كنى كه چاكرم اين است بر سر بالين بيا كه آخر عمر است * رخ بنما كاين نگاه باز پسين است